X
تبلیغات
ارتباط باخدا

ارتباط باخدا

خدادوستت دارم.........

اگر هدف از نماز ارتباط با خدا است، در صورت چنین ارتباطی چه نیازی

 

 

عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، امّا سخن در نحوة پرستش است.


آیا پرستش به این شکل که در اسلام به عنوان نماز است، زیباترین شکل پرستش است یا شکل دیگری بهتر است؟


باید ببینیم چه شکلی از پرستش و عبادت بهترین است، تا آن را انتخاب کنیم و انجام بدهیم؟


دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.


اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟


هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛1تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛2 هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».


از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟


با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ).3


آن هایی که نماز را کنار می گذارند و به سراغ وسیله های دیگری می روند، درماندگان میدان عرفان و معنویتند. آنان که می‌گویند دیگر احتیاج به نماز نیست و باید نیاز به درگاه خدا داشته و به ذکر و ورد مشغول باشیم یا در غارها بمانیم، این کارها را چه کسانی در برابر نماز قرار داده اند؟ راه اندازی و باز کردن این دکان ها فریب کاری از کجا منشأ می گیرد؟ اکثر این دعاها و وردها که برخی به جای نماز جا می زنند، منبع و مدرک صحیحی ندارد.واز مفهوم و معنای متعالی برخوردار نیست. راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند. البته کسانی که در اقامة‌ نماز ضعفی دارند یا نماز با باری سنگین بر دوش خود می پندارند، به این حرفها رو می آورند و می‌گویند: ما که به مرحلة نیاز رسیده ایم، دیگر به نماز احتیاج نداریم!


در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است و کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی وِرْد و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است،‌ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد، نه کمتر و نه بیشتر.


آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجودداد و هر کس مطابق ذوق و سلیقة خود از آن بهره مند می‌شود.


هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»،4یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست


هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است و اگر قرار باشد که هر انسانی بر طبق خواسته خود عمل نماید نه آن چیزی که خداوند از او خواسته این دیگر بندگی خداوند نمی شود بلکه بندگی خود و عمل بر طبق خواسته خود است.


شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر5 نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.6


+ نوشته شده در  سه شنبه 7 دی1389ساعت 11:57  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

ارتباط هستی و انسان با خدا

ارتباط هستی و انسان با خدا

ارتباط هستی و انسان با خدا، عنوان پژوهشی‌چند ساله‌ است كه حسین صدری‌نیا‌ آن را انجام داده و انتشارات سایه‌روشن به بازار كتاب عرضه كرده است.

 در این كتاب كه حاصل چندین سال تامل و تحقیق مولف بر متون قرآنی و تفاسیر این كتاب آسمانی در منابع علمای شیعه و سنی  است،َ بحثی مبسوط در باره ارتباط هستی و انسان با خالق خویش آمده است.

در فصل اوّل این كتاب وضعیّت هستی وانسان به طور جداگانه تبیین و در فصل دوّم نیز ارتباط (وابستگی) هستی وانسان به خداوند و همچنین سیطرة فرا ارتباطی خداوند برهستی وانسان از منظرجهان بینی توحیدی تشریح شده است.

فصل اوّل این كتاب خود شامل دو بخش است، در بخش اوّل نظام هستی در جهان بینی توحیدی كه شامل غیب وشهود می شود همراه با انواع  مخلوقات وعوالِم غیب وشهود وارتباط آنها با یكدیگر وبا خداوند معرفی شده است.

 

در این كتاب كه حاصل چندین سال تامل و تحقیق مولف بر متون قرآنی و تفاسیر این كتاب آسمانی در منابع علمای شیعه و سنی  است،َ بحثی مبسوط در باره ارتباط هستی و انسان با خالق خویش آمده است.
ارتباط هستي و انسان با خدا

كتاب در ادامه عوالم دنیا وآخرت را برای انسان وغیرانسان تبیین می كند وسپس به تشریح عوالِم خاص انسانی قبل وبعد از دنیا می پردازد.

دربخش دوّم فصل اوّل كتاب ، مشابهتها وتفاوتهای تكوینی وتشریعی هستی وانسان به تفصیل بیان شده است.

فصل دوّم كتاب مصادیق «ارتباط» وبه تعبیرمؤلف وابستگی تكوینی وتكاملی هستی وانسان به خداوند را بر می شمارد وسپس ارتباط اختصاصی انس وجن به عنوان دو موجود مختار وصاحب اراده با خداوند را مورد بررسی قرار می دهد.

عنوان بخش دوّم این فصل نیز سیطرة فرا ارتباطی خداوند بر هستی وانسان است كه در آن ارتباط تكوینی ومستقیم وهمچنین ارتباط مع الواسطة خداوند با همة اجزای هستی وبالاخص انسان اعم از مؤمن وغیرمؤمن تشریح شده است.

مولف در نگارش این پژوهش  منبع ومحور اصلی  كتاب،را قرآن كریم قرار داده و در تكمیل مباحث خود به احادیث و روایات معتبر و ارجاع داده و در زمینة مباحث مختلف به اكثرتفاسیرمشهور شیعه وسنّی وبیش از همه به تفسیرالمیزان مراجعه كرده است.

به نوشته‌مؤلف كتاب «ارتباط هستی وانسان با خدا» قرآن كریم را تاكنون بیش از یكصد مترجم ومفسّر به زبان فارسی ترجمه و تفسیر كرده اند كه با عنایت به مفاهیم نغز وگستردة نهفته در آیات ، این ترجمه ها وتفاسیركم وبیش با هم تفاوت دارند وبا این اوصاف سعی شده است كه با توجّه به موضوع بحث ، تا حدّ امكان بهترین ، كاملترین ، گویا ترین ، رساترین ودقیقترین ترجمه ها وتفاسیرقریب به مضمون مورد نظر قرآن كریم انتخاب وارائه شوند.

قرآن كریم را تاكنون بیش از یكصد مترجم ومفسّر به زبان فارسی ترجمه و تفسیر كرده اند كه با عنایت به مفاهیم نغز وگستردة نهفته در آیات ، این ترجمه ها وتفاسیركم وبیش با هم تفاوت دارند وبا این اوصاف سعی شده است كه با توجّه به موضوع بحث ، تا حدّ امكان بهترین ، كاملترین ، گویا ترین ، رساترین ودقیقترین ترجمه ها وتفاسیرقریب به مضمون مورد نظر قرآن كریم انتخاب وارائه شوند.

در بخشی از مقدمة این كتاب آمده است :ارتباط، نظیر همة اجزای نظام هستی ازآفریده ها ومخلوقات خداوند است ونخستین ارتباط نیز با تعلّق ارادة خداوند متعال از طریق صدور فرمان تكوینی «كُن» به معنای «باش» یا «موجود شو» با هرمخلوقی برقرارشده است ، مخلوقات نیزبلافاصله با «فیكون» یا«موجود شدن» به این ارتباط برقرار شده از طریق صدورفرمان پاسخ داده اند.

درمیان همة ارتباطات وكاركردهایی كه هستی وانسان درطول سیرتكوین وتكامل خود می توانند داشته باشند ، هیچ چیزبه اندازة ارتباط خدا با آنها برایشان نقش تعیین كننده وحیاتی ندارد ، زیرا آفرینش اولیّه وتداوم بقای مخلوقات صرفاً درگِرواین ارتباط است.

مولف  امكان ، فرصت وظرفیّت ارتباط تكوینی وتشریعی با خدا  را از جمله مصادیق بارز رحمت عام آفریدگار می‌داند كه درنظام هستی از هیچ موجود ریز ودرشت وبالاخص انسان دریغ نشده و هرموجودی همزمان با آفریده شدن به توفیق ارتباط با خدا وقابلیّتهای لازم برای آن نیز نائل آمده است.

 تردیدی نیست كه برای برقراری هرارتباطی ، ظرفیّتها وقابلیّتهایی لازم است و وقتی سخن از ارتباطی بودن هستی وانسان به میان می آید ، بدان معناست كه همه چیز درمجموعة هستی واز جمله انسان به تناسب و اقتضای وجود خود از تمام بضاعتها وظرفیّتهای فرامادّی ومادّی لازم برای دریافت ، درك وفهم و تولید وارسال پیام برخوردار شده اند.

مولف  امكان ، فرصت وظرفیّت ارتباط تكوینی وتشریعی با خدا  را از جمله مصادیق بارز رحمت عام آفریدگار می‌داند كه درنظام هستی از هیچ موجود ریز ودرشت وبالاخص انسان دریغ نشده و هرموجودی همزمان با آفریده شدن به توفیق ارتباط با خدا وقابلیّتهای لازم برای آن نیز نائل آمده وعالیترین درجة این قابلیّت نیز در دوبخش ارتباط تكوینی وتشریعی به انسان عطا شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 دی1389ساعت 19:19  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

سريع ترين راه برقراري ارتباط با خدا




روزه سريع ترين راه برقراري ارتباط با خدا و ايجاد سپر عليه شيطان مي باشد و يكي از قوي ترين و موثرترين اعمال معنوي در مذاهب مختلف شناخته شده است .
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از كريست اينترنشنال، روزه بيشترين تاثير را براي مقابله با بديها و وسوسه هاي منفي شيطاني دارد و حتي بر شرورترين افراد نيز تاثير گذار است و در مسيحيت نيز از آن به عنوان بمب اتمي عليه شيطان ياد شده است.

البته مدت آن در تعاليم مختلف متفاوت است اما سريع ترين راه برقراري ارتباط با خدا و ايجاد سپر عليه شيطان مي باشد.

آمارهاي بدست آمده در بررسي ها نشان مي دهد ميزان جرم و جنايت و بزهكاري در ايامي كه افراد روزه مي گيرند به شدت كاهش مي يابد البته روزه داران بايد از كارهاي ناهنجار و اذيت و آزار ديگران و انجام محرمات خودداري كنند .

اما مشخص شده حتي افرادي كه روزه نمي گيرند نيز در اين ايام تحت تاثير فضاي معنوي و حالات روزه گيران واقع شده و تمايلي به انجام كارهاي ناپسند نشان نمي دهند.

از طرفي در متون مسيحيت خاطر نشان شده كه اگر با گرفتن روزه در روزهاي اول تغيير چنداني در خود ملاحظه نمي كنيد نااميد نشويد و مطمئن باشيد كه پس از گذشت چندين روز كه از 14 تا 40 متغير است تاثيرات عميق آن را بر روح و جسم خواهيد ديد.

زيرا از نظر جسمي نيز روزه به عنوان شيوه اي موثر براي سم زدايي از بدن مطرح شده كه با استراحت به دستگاه گوارش و گردش خون و دفع مواد مضر از بدن به سلامت عمومي كمك مي كند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آذر1389ساعت 11:41  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

گفتگوی خودمانی باخدا...

 عکس   گفتگوی دوست داشتنی ما با خدا


همه ما پنهانی و در نهان ، دل گفته هایی با خدا داریم

کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است

آنچه در این پست می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای “من و شما” با خداست:

همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی کسی و درماندگی

سراغش را می گیریم … همان که هیچگاه ما را از یاد نمی‌برد . . .

 

گفتم: خسته‌ام

گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/۵۳)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: “فاذکرونی اذکرکم” منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: “و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا” تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)


گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: “واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله” کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/۱۰۹)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است… یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: “عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم” شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶)

گفتم: “انا عبدک الضعیف الذلیل…” اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحیم” خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/۱۴۳)

گفتم: دلم گرفته

گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا” (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/۵۸)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: “ان الله یحب المتوکلین” خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/۱۵۹)

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!

گفت: “و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره” بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/۱۱)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛

گفت: “فانی قریب” من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: “و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال” هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: “ألا تحبون ان یغفرالله لکم” دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲)

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: “و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه” پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰)

گفتم: با این همه گناه… آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: “الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده” مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: “الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب”(ولی) خدا عزیز و دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۳)

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: “ان الله یغفر الذنوب جمیعا” خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: “و من یغفر الذنوب الا الله” [چرا که نه!] به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! … توبه می‌کنم

گفت: “ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین” [این را بدان که] خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: “الهی و ربی من لی غیرک” ای خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟

گفت: “الیس الله بکاف عبده” خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت: “یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما” ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. ( احزاب/۴۲)

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

گفت: “ان الله یحول بین المرء و قلبه” خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴)

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت: “نحن اقرب الیه من حبل الورید” ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/۱۶)

 

با خودم گفتم:

خداوند!… خالق هستی!… با فرشته‌هایش!… به ما درود می‌فرستند تا هدایت شویم؟!

پس باید ثابت کنم که شایسته‌ی سلام و درود عرشیانم

باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاک کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آذر1389ساعت 13:39  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

دعا كردن یكی از راه های ارتباط با خداست.

 

آیات قرآن راجع به دعا كردن:

1-(اعراف آیه 80) برای نامهای خدا نامهای نیك است پس او را به وسیله آنها بخوانید و دعا كنید.

2-(غافر آیه 60) مرا بخوانید و در خواست كنید تا پاسخ دهم.

3-(انعام 53) ای پیامبر نباید آنان را كه هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی.

4-(فرقان 77) ای رسول من بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نكنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد كرد.

سخنان ائمه معصومین راجع به دعا

امام صادق (علیه السلام): هنگامی كه بنده مومن دعا كند خداوند عزوجل به فرشتگان گوید با این كه دعای این بنده مستجاب است در عین حال حاجتش را دیرتر برآورید چون من دوست دارم آوازش را بشنوم.

 

و همچنین رسول اكرم 

(صلوات الله علیه) می فرمایند : دعا مغز و روح عبادتها است هیچ دعایی بی اثر نمی ماند و لااقل كفاره بعضی از گناهان واقع می شود. (وسائل الشیعه)
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آذر1389ساعت 18:28  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

راههای تقویت ارتباط با خدا...

نماز

قسمت اول: راه‏هاى تقويت ارتباط با خدا

 

قال الصادق عليه السلام «يا ابن جندب قال اللّه جل و عزّ فى بعض ما اوحى: انما اقبل الصلاة ممّن يتواضع لعظمتى و يكف نفسه عن الشهوات من اجلى و يقطع نهاره بذكرى و لايتعظم على خلقى و يطعم الجائع و يكسو العارى و يرحم المصاب و يؤوى الغريب فذلك يشرق نوره مثل الشمس اجعل له فى الظلمة نورا و فى الجهالة حلما اكلأه بعزتى و استحفظه ملائكتى يدعونى فالبّيه و يسألنى فاعطيه فمثل ذلك العبد عندي كمثل جنّات الفردوس لا يسبق اثمارها و لاتتغير عن حالها.»1

اي جندب خداوند فرمود نماز کسي را مي پذيرم که در پيشگاه عظمت من خشوع کرده و خويش را از شهوات بخاطر من باز دارد و روزش  را با ياد من سر کند و بر مخلوقات من تکبر نورزد و گرسنگان را سير و برهنگان را بپوشاند و بر گرفتاران لطف نمايد و آوارگان را پناه دهد. براي چنين آدمي نوري در تاريکيها و بردباري در نادانيها قرار مي دهم و با عزت خود دربرش مي گيرم و فرشتگانم او را حفاظت مي کنند و اگر مرا خواند اجابتش مي کنم و اگر چيزي بخواهد مي دهم و چنين بنده اي نزد من بسان باغهاي بهشت است که حالشان هيچگاه دگرگون نمي شود.

انسان براى پيمودن را صحيح تكامل و سعادت بايد از يك‏سو، رابطه خود را با خدا و از سوى ديگر، با خلق خدا تقويت نمايد. بهترين راه تقويت رابطه با خدا، نماز است. البته، مسأله عمل به تكاليف دينى و از جمله اقامه نماز و پرداخت زكات، بحثى است و رسيدن به مراتب عالى كمال بحثى ديگر. نماز و زكات يك ظاهر و مرتبه‏اى دارد كه انجام آن موجب اسقاط تكليف مى‏شود؛ يعنى انسان با عمل به آن از عذاب الهى نجات مى‏يابد. اما اين بدان معنا نيست كه لزوما موجب سعادت اخروى گردد. رسيدن به مقام قرب الهى از طريق گزاردن نماز، مستلزم رعايت نكات خاصى است كه با صِرف عمل به تكليف، آن هم از روى عدم توجه به مفاهيم بلند آن، محقق نمى‏گردد.

امام صادق عليه‏السلام در اين کلام خود با بيان حديثى قدسى، برخى از شرايط قبولى نماز را يادآور مى‏شوند:

اولين شرط اين است كه نمازگزار در هنگام نماز، عظمت خدا را به ياد آورد و به اين نكته توجه داشته باشد كه هر چه بيش‏تر موفق به درك عظمت خدا گردد، خود را در برابر آن كوچك و ناچيز شمارد: «يا ابن جندب، قال اللّه جل و عزّ فى بعض ما أوحي انما اقبل الصلاة ممّن يتواضع لعظمتى.»

نماز کسي را مي پذيرم که در پيشگاه عظمت من خشوع کرده و خويش را از شهوات بخاطر من باز دارد و روزش  را با ياد من سر کند و بر مخلوقات من تکبر نورزد و گرسنگان را سير و برهنگان را بپوشاند.

در اين‏جا براى درك بهتر عظمت خدا، داستانى را از زمان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مى‏كنيم. در زمان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، زنى زندگى مى‏كرد به نام زينب عطاره كه به شغل عطرفروشى اشتغال داشت. آن زن عطرهاى خوبى را كه تهيه مى‏كرد، ابتدا خدمت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏آورد و حضرت نيز آنها را خريدارى مى‏كردند. آن زن يك روز از پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خواست تا عظمت خدا را برايش تشريح نمايند. حضرت فرمودند: تو نمى‏توانى عظمت

نماز

 خدا را درك كنى، مگر اين‏كه ابتدا به عظمت مخلوقات خدا پى ببرى. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره عظمت آفرينش آسمان و زمين فرمودند: اين زمين پهناور با تمام درياها و كوه‏ها و شهرهاى بزرگى كه دارد، نسبت به آسمان اول به مانند حلقه‏اى است كه در يك بيابان بى‏كران افتاده باشد. همين‏طور نسبت آسمان اول به آسمان دوم تا برسد به آسمان هفتم، و آسمان هفتم نيز نسبت به عرش خدا، همچون حلقه‏اى است در يك بيابان بسيار وسيع.

امروزه كيهان‏شناسان، كهكشان‏هايى را كشف كرده‏اند كه ميلياردها سال نورى با كهكشان ما فاصله دارند؛ يعنى كل منظومه شمسى با همه عظمتش در برابر كهكشان راه شيرى و نيز اين كهكشان در برابر كهكشان‏هاى ديگر بسيار ناچيز هستند. حضرت به زينب عطاره فرمودند: وقتى به اين مسائل خوب بينديشى،

نمازگزار، بايد روز خود را با ياد خدا سپرى كند. هستند كسانى كه هميشه و در تمام حال به ياد خدا هستند و هرگز از ياد خدا غافل نمى‏شوند.

متوجه مى‏شوى كه تازه در برابر عظمت مخلوق خدا هيچ به حساب نمى‏آيى تا چه رسد به عظمت خدا. وقتى انسان با چنين ديدى به اين مسائل بنگرد، خودش را در برابر عظمت بى‏نهايت خداوند بسيار كوچك مى‏شمارد و حالت تواضع براى او پيش مى‏آيد.

هستند كسانى كه هميشه و در تمام حال به ياد خدا هستند و هرگز از ياد خدا غافل نمى‏شوند.

شرط دوم از شرايط قبولى نماز اين است كه نمازگزار به خاطر خدا از هوا و هوس‏هاى باطل خود دست بردارد؛ يعنى بگويد: خدايا! به خاطر اين‏كه تو را دوست دارم، دنبال شهوترانى و گناه نمى‏روم. همان‏طور كه انسان به خاطر دوستان خود از برخى خواسته‏هايش صرف‏نظر مى‏كند، به خاطر خدا هم، بايد از شهوات نامشروع خود چشم بپوشد. بين نمازِ خوب خواندن و دنبال شهوات نامشروع رفتن نسبت معكوس وجود دارد؛ به اين معنا كه انسان هر قدر نمازش را بهتر بخواند، به همان ميزان از شهوات نامشروع دور مى‏شود و به عكس، هر چه بيش‏تر شهوترانى كند، از نماز دور مى‏شود. قرآن كريم درباره برخى اقوام گذشته اين مطلب را به زيبايى بيان فرموده و پس از ذكر نام تعدادى از انبيا عليهم‏السلام مى‏فرمايد: «إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا» (مريم: 58)، هرگاه آيات رحمت ما بر آن‏ها تلاوت شود، با گريه روى اخلاص بر خاك نهند. سپس در ادامه مى‏فرمايد: «فخلف من بعدهم خلق اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات.» (مريم: 59)؛ سپس جانشين آن مردم خداپرست، قومى شدند كه نماز را ضايع گزارده و از شهوت نفس پيروى كردند. انسان اگر بخواهد بداند چرا آن‏طور كه بايد و شايد نمى‏تواند در نماز با خدا انس بگيرد، بايد ببيند چقدر به شهوات نامشروع و افكار باطل دل بسته است. بنابراين، شرط دوم قبولى نماز، كنار گذاشتن شهوات نامشروع است: «و يكف نفسه عن الشهوات من اجلى.»

شرط سوم اين است كه نمازگزار، روز خود را با ياد خدا سپرى كند. هستند كسانى كه هميشه و در تمام حال به ياد خدا هستند و هرگز از ياد خدا غافل نمى‏شوند: «رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ.» (نور: 37)؛ پاك مردانى كه هيچ كسب و تجارت آنان را از ياد خدا غافل نگرداند. خداوند چنين مردانى دارد كه حتى اشتغالات مادى دنيا، آنان را از ياد خدا بازنمى‏دارد. مرحوم علامه طباطبايى رحمه‏الله در اين‏باره كه چگونه انسان هم مى‏تواند به ياد خدا باشد و هم به امور زندگى خود بپردازد، مى‏فرمودند: اگر انسان به اين دو مطلب توجه داشته باشد كه هيچ‏گاه از دست دادن عزيزى و يا محبت داشتن به دوستى، مانع از كار و فعاليت روزانه او نمى‏شود و انسان على‏رغم اين‏كه به امور دنيوى خود مشغول است، به ياد عزيز از دست رفته و يا دوست خود نيز مى‏باشد، همواره و در تمام حالات به ياد خداست: «و يقطع نهاره بذكرى.»

 

حضرت آيت الله محمدتقى مصباح يزدي

تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه – ابوالفضل محسن زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 آبان1389ساعت 18:56  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

راه هایی برای نزدیکی به خدا....

 

 

اگر همواره احساس نگرانی ، اضطراب و یا تنهایی دارید ، راه حل آن نزدیکی به قدرت الهی است . دوستی و نزدیکی با خداوند ، برای شما آسایش ، امنیت و خوشبینی را به همراه دارد. نگران نباشید ، هر فردی در هر موقعیت که زندگی می کند ، می تواند با نیل به خداوند ، از لحظات خوشی بهره مند شود.

بله ، در آغاز شروع به این رابطه ممکن است حس کنید که این نزدیکی و میل ، یک طرفه است اما خیلی زود متوجه یکی سری علائم ظریف، ولی عمیقی می شوید که متوجه حضور و همیاری خداوند با خود خواهید شد . وقتی با خداوند راز ونیاز می کنید ، حس شور و هیجان تمام جسم شما را در بر می گیرد و یا وقتی از او پرسشی دارید ، پاسخ خود را "ناخودآگاه" از طریقی "غیر منتظره" دریافت خواهید کرد. متوجه حمایت ها  و معجزاتی ظریف در مسیر زندگی می شوید و یا با گذشت زمان، عملا" یاری او را درک می کنید .  در این راه ، علم درک مسائلی را که قبلا" قادر به درک آن نبودید را کسب میکنید و زیبایی هایی را مشاهده می کنید که هیچگاه ندیده اید. صبحگاه با نوینی دل انگیز الهی از خواب بر می خیزید و یا شاید وی در طول روز علائمی را در اشکال مختلف برای شما نمایان کند . خداوند دارای قدرتی بی انتها و بی پایان است، وقت را تلف نکنید و با شروع آن ، لحظات  خود را با الطاف الهی نورانی کنید.

در اینجا به هفت گام جهت آغاز نیل به نزدیکی الهی اشاره کرده ایم:

1- اول برای بستن عهدی نزدیک و لذت بخش نیت کنید و تصمیم بگیرید . بصورت نوشتاری همواره آن را در جلوی دید خود در منزل یا محیط کار قرار دهید.

2- می توانید از تجربه روابط خوشایند خود در زندگی استفاده ببرید . چگونه این رابطه را گسترش می دادید ؟ چگونه بهبود می بخشید ؟ فهرستی از این موارد تهیه کنید. برای مثال ، در روابط مورد دلخواهمان  ، ما بارها و باره با یکدیگر حرف می زنیم و به سخنان هم گوش فرا می دهیم . اوقات خود را با هم سهیم می کنیم ، هیجانان و ترس هایمان را در میان می گذاریم ، تا حد امکان و بدون توقع ، به یکدیگر عشق می ورزیم ... بعد از اتمام فهرست خود ، از آنها برای چگونگی شروع و تمدید رابطه ی خود با خداوند یکتا الگو بگیرید .

3- اگر  در این رابطه روراست و بی پرده گام بردارید ، معنای قوی تری به این رابطه می بخشید. هر چه قدر هم صدمه و آسیب دیده باشید از جانب او حمایت خواهید شد. در نزدیکی به خداوند ، در بیان احساسات و بروز آن در مقابل خداوند بطور کامل بی پروا و روراست باشید و اجتناب نکنید.

4- کاملا" دقت کنید و گوش فرا دهید . برخی اوقات اینقدر غرق در تقاضا و درخواست هایمان از خداوند می شویم که دیگر به کلی از یاد می بریم که باید به دریافت علامات پاسخ ها از جانب وی نیز توجه کنیم . کاملا" تمرکز کنید ، چرا که ممکن است نشانه های الهی بطور کاملا" واضح و آن طوری که شما خواستید نباشد، بلکه در حالت و زمان و مکان دیگر ، این نشانه ها و آیات نمایان شوند.

5- همواره در مقابل خداوند احساسات خود را بیان کنید و سپاسگزار باشید. خیلی سخت نیست ، زیرا که عشق الهی برترین و والاترین عشق است .

6- ابتدا با خود مهربان باشید و به خودتان عشق بورزید . شما مخلوق خداوند یکتا هستید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید ، در واقع قدرت الهی را قبول ندارید و برای داشتن عشق به خود ، از خداوند یاری بخواهید .

7- فرصتهای جدید را با آغوش باز بپذیرید . همیشه به یاد داشته باشید که نیروی خداوندی ، بسی عظیم تر و وسیع تر از آن تصوری است که شما در ذهن خود دارید ، بنابراین در طلب خواسته ها و خواهش های خود از وی تنها به چیزهای کوچک در زندگی اکتفاء نکنید . خداوند ، قدرتی بی انتهاست ، پس از او تا بی نهایت طلب کنید. تعجب نکنید اگر در نهایت شما به یک درون بینی و حس فطری رسیدید که این حس غیر قابل توصیف است و شما  را در انجام امور زندگی هدایت خواهد کرد .

نیل به نزدیکی و شکوفا شدن این رابطه خیلی زمان نمی برد . مادامی که این حس نزدیکی در شما ایجاد شود ، دیگر این قدرت الهی است که این رابطه را زیباتر و صمیمی تر جلوه می دهد . برای مستحکم تر شدن این رابطه ، بهتر است آرام و پیوسته پیش بروید و نخواهیم که به یکباره به بطن این قدرت الهی پی ببریم !! ( مثل این است که برای دیدن غنچه داخل یک گل سرخ زیبا ، گلبرگهای اطراف آن را جدا کنیم تا بتوانیم غنچه آن را ببنیم !! )که مسلما" شما را از مسیر خود دور می کند ، چرا که انسان گنجایش درک آن را ندارد . بدانید که خداوند یکتا ، همواره شما را دوست دارد و  بر آن است تا شما از ثمره های شگفت انگیز و زیبای این رابطه همیشه لذت ببرید.

+ نوشته شده در  جمعه 21 آبان1389ساعت 22:53  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

نماز بهترين وسيله ي ارتباط با خدا

نماز بهترين وسيله ي ارتباط با خدا
نويسنده:ابوالفضل محسن زاده
انسان ضعيف دوست دارد به قدرتي مرتبط باشد که او را در مشکلات ياري دهد و مدافع او باشد و هر چه قدرتش بيشتر باشد علاقه ي انسان براي اين ارتباط بيشتر است و چون خداوند قدرتش فوق همه ي قدرت هاست پس بايد انسان با او ارتباط بيشتري داشته باشد و بهترين وسيله ي ارتباط با خداوند نماز است .
انسان فقير دوست دارد با شخصي مرتبط باشد که بتواند کليه ي نيازمندي هاي او را محترمانه برطرف نمايد و هر چه آن شخص غني تر باشد علاقه اش به ارتباط با او بيشتر خواهد بود و چون خداوند متعال غني ترين وجود عالم است پس انسان بايد با او ارتباط بيشتري داشته باشد و بهترين وسيله ي ارتباط با او نماز است .
انسان جاهل دوست دارد با عالم مرتبط و از علم و دانش او بهره گيرد و هر چه آن شخص عالم تر باشد علاقه به ارتباط با او بيشتر است و چون خداوند عملش از همه بيشتر است ؛ پس انسان بايد با او ارتباط بيشتري داشته باشد و بهترين وسيله ارتباط با خداوند نماز است .
نماز وسيله ي شست و شوي از گناهان و مغفرت و آمرزش الهي است
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : مثل الصلاه و أعمال بني آدم کرجل أتي مراغه فأثار عليه منها حتي امتلأ و دنسا ، ثم عمد الي غدير ماء طيب فاغتسل به ، فيذهب عنه التراب و الدنس ، کذلک الصلوات الخمس تغسل عن العبد الذنوب اذا صلي لله من قلبه ؛ (1)
مثل نماز و اعمال فرزندان آدم مثل مردي است که در خاک بغلتد آن چنان که سراپايش را خاک و کثافت فراگيرد ، سپس به طرف آب گيري که آبش پاک است برود و در آن خود را شست و شو دهد و خاک و کثافات را از خود دورکند . نمازهاي پنج گانه اين چنين مي باشند ، زماني که بنده با حضور قلب خدا را عبادت کند ، کثافات گناه از وي شسته مي شود.
از سلمان فارسي رحمه الله نقل شده است که مي گويد : کنا مع رسول الله صلي الله و عليه و آله و سلم في ظل شجره فأخذ منها فنفضه فتساقط ورقه ، فقال : « ألا تسألوني عما صنعت ؟ » قلنا: أخبرنا يا رسول الله ! قال : « ان العبد المسلم اذا قام الي الصلاه تحاتت عنه خطاياه کما تحاتت ورق هذه الشجره » ؛ (2)
با پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در سايه ي درختي بوديم ، يک شاخه از آن گرفته و آن را تکان داد پس يک برگي از آن افتاد . فرمود : « نمي پرسيد که چرا چنين کردم ؟ » عرض کرديم به ما خبر دهيد اي رسول خدا ! فرمود: « به تحقيق شخص مسلمان هرگاه به نماز قيام مي کند گناهانش مي ريزد همان طور که برگ هاي اين درخت مي ريزد » .
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد : الصلاه صابون الخطايا ؛ (3)
نماز ، صابون و تميزکننده ي خطاهاست .

پي نوشت ها:

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 آبان1389ساعت 18:34  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

معنویت، اصل مهم در تامین سلامت روان...

دكتر آرین محسن زاده .متخصص اعصاب و روان (روان پزشک)، در گفت‌وگو با ایسنا معنویت را عامل مهم 
در رسیدن به سلامت روان عنوان كرد و گفت: 

ارتباط با خدا در سختی‌ها و مشكلات و بحران‌های زندگی، به انسان آرامش می ‌دهد.



متاسفانه با وجود تحولات علمی و صنعتی در قرن حاضر و پیشرفت های مهم پزشكی در دهه‌های اخیر، استرس و مشكلات روحی و روانی در جامعه بشری رو به افزایش است و اختلالات عاطفی، معضل اعتیاد، آمار طلاق و ناسازگاری های فردی و اجتماعی، زیاد شده است.

تحقیقاتی كه اخیرا در ایران انجام شد، نشان داد 20 تا 25 درصد مردم دچار اختلالات عصبی و روانی هستند و نیاز به مشاوره و درمان های روان شناسی دارند.



بنابراین به نظر می رسد موضوع سلامت روان از اهمیت بسزایی برخوردار است، طوری كه جسم و روح مانند تار و پود یك پارچه به هم تنیده شده اند و اگر یكی از این دو آسیب ببیند، دیگری هم آسیب خواهد دید.

سلامت روان چیزی فراتر از نداشتن علائم بیماری روانی است.

سلامت روان یعنی اینکه فرد بتواند عملكرد موفق و عالی از نظر تفكر، خلق و خو، و رفتار داشته باشد. همچنین فعالیت‌ های مفیدی در جامعه داشته باشد، روابط مثبت با دیگران برقرار كند، با مشكلات و استرس ها و ناملایمات زندگی

كنار آید و توانایی كمك به دیگران را هم داشته باشد.

راه رسیدن به سلامت روان، راه دشواری است و یك امر تصادفی نیست كه یك شبه اتفاق بیفتد. نیاز به پشتكار و زحمت فراوان دارد.

هسته اولیه بهداشت و سلامت روان در خانواده گذاشته می ‌شود، بنابراین پدر و مادر با تربیت سازنده و صحیح خود و ایجاد فضای گرم و صمیمی، می‌ توانند فرزندانی سالم از نظر سلامت روان تربیت كنند.


خصوصیاتی که سبب افزایش سلامت روان می‌ شوند

دارا بودن یا پرورش ویژگی های شخصیتی زیر سبب افزایش سلامت روان می‌ شود:

1- واقع بینی: یعنی فرد بتواند نقص ‌ها،‌ كاستی ‌ها و ضعف ‌های خود را بپذیرد و از ایده‌آل گرایی و كمال گرایی پرهیز كرده و اهداف زندگی را واقع بینانه ترسیم كند.



2- توانایی لذت بردن از زندگی: یعنی به جای نگران بودن برای آینده و ایجاد اضطراب در خود و یا حسرت خوردن برای گذشته و ایجاد افسردگی در خود، بكوشد در زمان حال زندگی كند.



3- اصل تعادل در زندگی: یعنی افراد بین تمام ابعاد زندگی خود، یك نظم و هارمونی ایجاد كنند، به عبارتی در ابعادی چون كار و تفریح، استراحت و ورزش، تنهایی و معاشرت و عبادت، تعادل برقرار نمایند.



4- داشتن انعطاف پذیری: یعنی فرد بدون تعصب و ژرف اندیشی، آرا و نظریات دیگران را تحمل کند و برای رسیدن به موفقیت، راه های مختلف را بررسی نماید.



5- توانایی مُدارا با استرس‌ها: انسان باید از این توانایی برخوردار باشد كه استرس‌ ها را به عنوان یكی از واقعیت‌ های زندگی بپذیرد و بدون فرار از مشكلات، با آنها مقابله کند.



6- مسئولیت پذیری:‌ فرد با دارا بودن این خصیصه، می تواند مسئولیت اعمال، رفتار و گفتار خود را بپذیرد و بدون هیچ گونه دلیل تراشی و توجیه، خطاها و اشتباهات خود را به گردن دیگران نیندازد.



7- داشتن ارتباطات سالم با دیگران: در دنیای صنعتی امروز، افراد به دلیل مشغله مادی زیاد، فرصت در كنار هم قرار گرفتن را ندارند که آن ها را از نظر عاطفی از همدیگر دورتر می‌ كند. یكی از راه‌های رسیدن به سلامت روان این است كه افراد، ارتباطات خود را بیشتر كرده و مهارت همدلی را در خود تقویت كنند، یعنی دنیا را از دید دیگران نگاه كنند و خود را در غم‌ ها و شادی‌ های دیگران شریك نمایند.


معنویت و ارتباط با خدا، مهم ترین اصل برای تامین سلامت روان

ارتباط با خدا در سختی ‌ها، مشكلات و بحران‌ های زندگی به انسان آرامش می دهد و توكل و توسل به او باعث كنترل استرس ها و تنش های فرد می شود.

اگر بتوانیم مجموع ویژگی های بالا را در خود تقویت كنیم، با افزایش ظرفیت های شناختی خود، توانایی مواجهه و مقابله با استرس ‌های زندگی را پیدا خواهیم کرد و در دنیای پر استرس امروز، كمتر دچار مشكلات روحی و روانی خواهیم شد.
+ نوشته شده در  جمعه 30 مهر1389ساعت 18:43  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

سرآغاز

"بسم الله الرحمن الرحیم"

و اي رسول ياد آر وقتي را كه به فرشتگان دستور داديم كه

بر آدم همه سجده كنيد

و آنها تمام ،

سر به سجده فرود آوردند

جز شيطان كه از جنس جن بود

و بدين جهت از طاعت خداوند سرپيچيد

(آيا شما فرزندان آدم ) مرا فراموش كرده شيطان و فرزندانش را دوست خود گرفتيد؟

در صورتيكه آنها شما را سخت دشمنند

و ظالمان كه به جاي خدا شيطان را برگزيدند بسيار بد مبادله كردند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 14:30  توسط ابوالفضل محسن زاده   | 

ارتباط با خدا از طریق قرآن

یکی از راههای ارتباط با خدا تلاوت آیات الهی همراه با تفکر است . در این ارتباط انسان با رهنمود های خداوند بزرگ آشنا شده و می تواند زندگی آینده خود را با بهره گیری از این رهنمود ها پی ریزی نماید . خداوند بزرگ درقرآن همواره انسانهارابا روشهاوراههای زندگی سالم آشنامی سازد و آنها را ازنتیجه اعمالشان آگاه می نماید . در سوره انفطار می فرماید : انّ الابرار لفی نعیم  همانا نیکوکاران بهشتی اند  و  انّ الفجّار لفی جحیم و گنه کاران جهنم برایشان مهیا شده است . انسان با دقت در همین آیات کوتاه باید بیاندیشد که چگونه از خود در مقابل زشتی ها مراقبت نماید . و چه زیبا خداوند سبحان می فرماید : و من یتوکّل علی الله فهو حسبه  هر کس بر خداوند بزرگ توکل نماید ، خدا وند برای او کفایت می کند . باید وجود خداوند سبحان را باور کنیم و با امید فراوان به رحمت و محبت او با او ارتباط برقرار نماییم . به یقین اگر این ارتباط صمیمانه و خالصانه و عاشقانه باشد چنان تاثیر عمیقی در وجود انسان می گذارد که مدتهاانسان احساس سبکبالی می نماید . چقدر زیبا و عارفانه است ارتباط یک بی نهایت کوچک کوچک کوچک با یک بی نهایت بزرگ بزرگ بزرگ . خداوندا به بزرگی و عظمتت قسم مارا دریاب .

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مهر1389ساعت 11:58  توسط ابوالفضل محسن زاده   |